السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
224
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
نقد و بررسى در كلام محقق دوانى دو اشكال وجود دارد : يكى اينكه او گمان كرده براى آنكه يك شىء در مقولهاى مندرج باشد همين اندازه كفايت مىكند كه مفهوم آن مقوله بر آن شىء صدق كند . به عقيدهء او صورت ذهنى انسان ، صرفا به خاطر آنكه مفهوم جوهر در آن اخذ شده است ، در مقولهء جوهر مندرج مىباشد ؛ و ازاينرو گفته است كه علم و معلوم بالذات - كه در واقع يك چيزاند - در مقولهء معلوم بالعرض - يعنى شىء خارجى - مندرج مىباشند . اما همانطور كه در توضيح نظريهء صدر المتألهين خواهيم گفت ، اين مقدار براى اندراج شىء در يك مقوله كفايت نمىكند . اشكال ديگرى كه بر محقق دوانى وارد مىشود اين است كه او كلام حكما را كه « علم ، كيف نفسانى است » بر تشبيه و مسامحه حمل كرده است ، درحالىكه با مراجعه به كلمات ايشان دانسته مىشود كه آنها به جدّ و بدون هيچ مسامحهاى علم را كيف نفسانى مىدانند . 6 . نظريهء صدر المتألهين « 1 » و منها : ما ذكره صدر المتألهين رحمه اللّه فى كتبه ، و هو الفرق فى إيجاب الإندراج بين الحمل الأوّلىّ و بين الحمل الشائع ؛ فالثّانى يوجبه دون الأوّل . بيان ذلك :
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، محمد بن ابراهيم ، معروف به « ملا صدرا » و « صدر المتألهين » فيلسوف بزرگ ايرانى ، در اواخر قرن دهم در شيراز به دنيا آمد و در سال 1050 در بصره دار فانى را وداع گفت . وى در جوانى به اصفهان رفت و نزد مير محمد باقر ، مشهور به ميرداماد ، حكمت آموخت ، و علوم شرعى را نزد شيخ بهاء الدين عاملى فرا گرفت ، و در رياضى نيز مهارت يافت . مدتى در قم به افاضه مشغول گرديد ، و سپس به دعوت شاه عباس دوم به شيراز بازگشت ، و در موطن خود به تدريس و افاده مشغول شد . او هفت سفر به حج رفت و در آخرين سفر در بصره درگذشت و همانجا مدفون شد . صدر المتألهين در فلسفهء اولى تمام فلاسفهء پيشين را تحت الشعاع قرار داد ، اصول و مبانى اوليهء اين فن را تغيير داد و آن را بر اصول خللناپذير استوار كرد . فلسفهء صدرا از يك نظر به منزلهء چهارراهى است كه چهار جريان ، يعنى حكمت مشايى ارسطويى و سينايى ، و حكمت اشراقى سهروردى ، و عرفان نظرى محى الدينى ، و معانى و مفاهيم كلامى با يكديگر تلاقى كرده و مانند چهار نهر سر به هم برآورده ، و رودخانهاى خروشان به وجود آوردهاند . از نظر ديگر ، به منزلهء « صورتى » است كه بر چهار عنصر مختلف پس از يك سلسله فعل و انفعالها اضافه شود و به آنها ماهيت و واقعيت نوين بخشد ، كه با ماهيت هريك از مواد آن صورت متغاير است . ( ر . ك : فرهنگ معين ، ج 5 ، ص 989 - 990 و خدمات متقابل اسلام و ايران ، ص 544 ) .